تبليغاتX
سینمایش

در سال 1283هـ.ش. (1906م.) اولين سال سينماي ايران در خيابان چراغ گاز تهران به وسيله «ميرزا ابراهيم خان صحاف باشي» داير شد. پانزده سال پس از آن بوشهر نيز صاحب اولين سالن سينما گرديد. مسعود مهرابي، نويسنده كتاب تاريخ سينماي ايران مينويسد:«بعد از تهران، نخستين سينما بلافاصله در رشت و تبريز باز شد و سپس در بوشهر و مشهد» در مقالهاي از مهرداد فارسي در روزنامه كارگزاران نيز: «ششمين شهر ايران پس از تهران، تبريز، مشهد، رشت،شيراز،بوشهر است كه صاحب سينما ميشود.»(1)

 

سابقهتأسيس سالن سينما در بوشهر بر اساس مقاله منتشر شدهاي از علي غلامي در شماره 20 مجله ماهنامه فيلم به سال 1298 شمسي (1921م.) برميگردد. در اين سال «حاج يحيي شيرازي» كه در بوشهر عكاسخانهاي به نام «فيروزي» داشت به تشويق و ترغيب افراد متمول شهر كه پس از سير و سياحت در كشورهاي خارجي با سينما آشنا شده بودند،اقدام به تأسيس سالن سينما كرد و براي ايجاد اين سينما،  توسط «علي وكيلي» ـ يكي از بازرگانان معروف تهران، مؤسس اولين سالن حرفهاي سينما در ايران و اولين كسي كه پاي بانوان را به سينما باز كرد ـ يك دستگاه آپارات صامت مارك كمپاني «پاته» و چند حلقه فيلم از فرانسه وارد كرد و در كوي كوتي در خانهاي مجاور عكاسخانه خود سينما را به راه انداخت كه به سينماي «حاج يحيي عكاس» معروب شد.»(2) «مسعود مهرابي» نويسنده و منتقد سينمايي نيز در اين خصوص مينويسد:«سابقه سينما در بوشهر به سال 1298 برميگردد. در اين سال شخصي به نام «حاج يحيي شيرازي فيروزي» كه در بوشهر عكاسخانهاي به نام «فيروزي» دارد، به واسطه ترغيب تجار بوشهري كه در سفرهاي خود به هند، مصر، فرانسه و انگلستان با سينما آشنا شده بودند،نخستين سينماي اين شهر را داير ميكند كه بين مردم به «سينماي حاج يحيي عكاس» شهرت يافت. اين سينما در كوي كوتي در خانهاي مجاور عكاسخانه قرار داشت. و فيلمهايي را كه از هندوستان وارد ميشد، به نمايش ميگذاشت». به گفته حسين دهقاني،نويسنده و هنرمند تئاتر و سينماي بوشهر:«سينماي حاج يحيي بوشهري جنب منزل «فرخندهپي» و در پشت مسجد «شيخ سعدون» قرار داشت. اين ساختمان دو طبقه در طبقه همكف به سمت ميدان،پل و در ورودي داشت كه اين مكان،دفتر عكاسخانه فيروزي بود كه معمولا در آن كارهاي روتوش و تحويل گيري فيلم خام توسط حاج يحيي فيروزي انجام ميگرفت و در طبقه بالا،تاريكخانه عكاسي قرار داشت كه رضا،فرزند يحيي فيروزي كار ظهور و چاپ فيلمهاي 120 را انجام ميداد و چون تكنيك قديم، تكنيك دستي بود،اين اعمال بدون تانك ظهور و به دست رضا فيروزي انجام ميگرفت كه معمولا آن را در سطلي كه داروي كداك در آن ريخته شده بود ظاهر ميكرد. وي در تاريكخانه دستگاه «آگراند يسمان» و «كاشه» مخصوص داشت كه فيلمها را با آن دستگاه روي كاغذهاي «سافت» يا «نرمال» در قطعات كوچك چاپ مينمود و اگر مشتري طالب عكس بزرگتر ـ قطعه 30×15 ـبود زير همان دستگاه آن را چاپ و ظهور ميكرد. معمولا عكسهاي برنزه را حاج يحيي روتوش ميكرد. در حاشيه كارگاه نيز،اتاقي بزرگ بود كه دستگاه فيلم قديمي ـ آپارات ـ در قطع 8 ميليمتري نصب شده بود كه فيلمهاي مستند به وسيله آن براي علاقهمندان نشان داده ميشد.(3)

 

«عبدالرحيم جعفري»، روزنامه نگار قديمي بوشهر و يكي از سينماداران بوشهري نيز در اين خصوص ميگويد:«80 ـ 70 سال پيش، حاج يحيي فيروزي؛ عكاس شهر، ضمن عكاسي،پوشاك،البسه و كفش خارجي را به معرض فروش ميگذاشت. طرف معامله و مشاوره شخصي فيروزي،علي وكيلي تاجر شهير و نامدار تهراني بود كه سالها رئيس اتاق بازرگاني تهران بود. وكيلي،با كمپاني فرانسوي پاته كه سازنده و صادر كننده آپارات سينما و فيلم سينما بود روابط نزديك و حسنهاي داشت. وكيلي،با تشويق حاج يحيي عكاس او را به صرافت ايجاد يك سينما انداخت و در نتيجه يك دستگاه آپارات كامل سينما از فرانسه توسط پاته به وسيله كشتي از طرف بمبئي هندوستان وارد بوشهر شد. حاج يحيي در نزديكي عكاسخانهاش مكاني را اجاره كرد و سينما را به راه انداخت. مردم به ويژه جوانان بوشهري از سينما استقبال كردند. حاج يحيي، از استقبال مردم بوشهر دلگرم شد و روزي دو بار صبح و عصر سالن سينما را داير و فعال نمود. سالن سينما هميشه پر از تماشاگر بود.» ايرج صغيري فيلمساز و كارگردان بوشهري نيز در مورد سينماي حاج يحيي ميگويد:«در محلهي كوتي بوشهر عكاسي بود به نام حاج يحيي فيروزي كه به تجارت هم مشغول بود. حاج يحيي اتاقي را در خانه خود براي نمايش فيلم اختصاص داده بود و به همين منظور تعداد معدودي صندلي در آن گذاشته بود و با دعوت از اهالي روشنفكر بوشهر، براي آنان فيلم نمايش ميداد فيلمهاي نمايش داده، سياه و سفيد و 35 ميليمتري و به صورت سريالي اكران ميشد. نمايش سريالي نيز به اين صورت بود كه در يك هفته چند پرده از يك فيلم نمايش داده ميشد و هفته ديگر چند پرده ديگر پخش ميگرديد.»

 

 

آتش زدن و تعطيلي سينماي حاج يحيي

 

به نوشته عبدالرحيم جعفري: «چند ماهي از فعاليت سينماي حاج يحيي گذشت و بازار سينما رايج و داغ بود و با اين كه فيلمهاي آن زمان كه در سينما نمايش داده ميشد كمتر منافاتي با اخلاق و اعتقادات عامه داشت اما رقباي حسود حاج يحيي،عدهاي متعصبان كور دل را اجير كردند و به بهانه ضد دين بودن سينما به كمك افرادي اوباش به سالن مزبور حملهور شدند و ضمن تعطيل كردن نمايش فيلم،دست به جناياتي چون تخريب و آتش سوزي مهيبي زدند. حاج يحيي عكاس، دل خسته و خسارت ديده و اندوهگين مصلحت را در آن ديد كه عطاي سينما را به لقايش ببخشد و به عكاسي و تجارت خود بپردازد.» علي غلامي نيز در مقاله خود همين نظر را دارد كه«عمر فعاليت نخستين سينماي بوشهر بسيار كوتاه بود و بيش از يك سال و چند ماه دوام نياورد و به دليل اعتراض شديد عدهاي از مرم براي هميشه تعطيل شد.» به نوشته جمال اميد در كتاب «تاريخ سينماي ايران» نيز: «علي وكيلي، مؤسس گراند سينما. سينما سپه و يكي از شركاي اوليه شركت سهامي سينما ايران در تهران،  به حاجي يحيي شيرازي فيروزي كمك كرد تا سالني در كوي كوتي در دهه 1300 تأسيس كند. با توجه به كنارهگيري وكيلي از فعاليتهاي سينمايي، حاج يحيي هم كه او را از دست داده بود به ناچار سالناش را تعطيل كرد.»(4) به زعم مسعود مهرابي، مدير مسئول ماهنامه سينمايي فيلم نيز «اين سينما بعد از گذشت يكسال بر اثر اعتراض مخالفان تعطيل شد.»(5)

 

عبدالحسين نقاش دانشجوي دورهي كارداني دانشگاه آزاد بوشهر در سال 1372 نيز در پژوهشي كه تحت عنوان «تاريخچه سينماهاي بوشهر» انجام داده همان نوشته علي غلامي را قيد كرده است. به زعم ايرج صغيري؛فيلمساز و هنرمند تئاتر بوشهر نيز اولين سالن سينماي بوشهر شش ماه بيشتر دوام نياورد: «سينماي حاج يحيي فيروزي شش ماه بيشتر دوام نياورد كه مردم متعصب و مذهبي با چوب و چماق به آنجا ريختند و ضمن كتك زدن تماشاگران معدود آن، ضرر و زيان فراواني را به فيروزي وارد آوردند و به همين دليل سينما تعطيل شد.»

 

 

منابع:

 

فارسي، مهرداد، روزنامه كارگزاران، 1/7/76

 

2ـ غلامي، علي، ماهنامه سينمايي فيلم،شماره 20

+ نوشته شده توسط حمید موذنی در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 17:16 |

امتیازفیلمهای تعطیلات عید

لیست  زیر برخی فیلمهایی است که در تعطیلات نوروز دیده ام و  برای آنها امتیاز داده ام:

پیرمردها در وطن جایی ندارند( برادران کوئن

تاوان                                                                              

 جونو

آخرین شانس اسلوین

من افسانه هستم

راتاتویی

پرسپولیس( مرجان ساتراپی)

وعده های شرقی( دیوید کراننبرگ)

 خون به پا میشود

مایکل کلایتون ( جورج کلونی)

زن غریبه ( جوزپه  تورناتوره)

اودیپ شهریار( پی یر پائولو پازولینی)

افسانه های کانتر بری(پی یر پائولو پازولینی)

 دره خدایان

سویینی تاد

سنتوری ( داریوش مهرجویی)

 

 =============================================================

امتیازها:

فیلم افتضاح

فیلم ضعیف

فیلم متوسط

فیلم خوب

فیلم خیلی خوب

فیلم عالی

فیلم بسیار عالی

شاهکار

 

+ نوشته شده توسط حمید موذنی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 21:45 |
 فیلم بازی

از آغاز سال ۱۳۸۷ تصمیم گرفته ام  یک باز ی سینمایی برای خودم راه بیاندازم این بازی را در دوران دبیرستان در سررسید سالانه ام انجام میدادم و اکنون دوست دارم اونو بر روی وب سینماییم راه بیاندازم به همین خاطر فیلمهایی را که  در هفته میبینم با ذکر عنوان   امتیاز میدهم ودر پایان سال نیز به بهترینهای هر رشته همزمان با جشنواره اسکار جایزه میدهم . دوستان هم با نظراتشون من را یاری دهند و ...

امتیازها:

فیلم افتضاح

فیلم ضعیف

فیلم متوسط

فیلم خوب

فیلم خیلی خوب

فیلم عالی

فیلم بسیار عالی

شاهکار

+ نوشته شده توسط حمید موذنی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 21:36 |

سینما امتداد چشم انسانسینما، امتداد چشم ست
«مارشال مک لوهان»، نظریه پرداز کانادایی و مبدع نظریه دهکده جهانی، رسانه را امتداد حواس دانسته است. بر اساس این نظریه می توان بیان داشت بینایی انسان سنتی امتداد پیدا نمود و در جهان مدرن به اختراع سینما انجامید. بر همین اساس می توان تأویل کرد : سینما، چشم انسان مدرن است.
در سالن سینما، انسان به خود می نگرد و به چشم خویش خیره می شود. سینما، گویا آینه ای است که انسان با خیره شدن به آن ذهنیت و رویای خود را به تماشا می نشیند( چشم در برابر چشم )
«ارسطو....در نهایت حس بینایی را برتر از همه دانسته و نوشته:« بینایی بیشتر از همه ی حواس دیگر به ما یاری می کند تا ] چیزها [ را بشناسیم ». این امتیاز حس بینایی، و یکی انگاشتن آن با دانایی را افلاطون نیز مطرح کرده بود و تا امروز هم در سخن فلسفی غرب باقی مانده است.»(1) سینما، با عضو اقتدار گرای انسان یعنی چشم تعامل مدام دارد، در نتیجه تأثیر آن بیش از دیگر رسانه ها است. تعامل سینما با انسان، تعامل تمامیت خواهی ( توتالیتر ) است و بر همین اساس، چشم انسان در برابر چشمان عمود و خیره سینما، تسلیم و منفعل است و بالاجبار داده های سینما را می پذیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید موذنی در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 15:31 |

شجاعت حلقه ی مفقوده ی مطبوعات معاصر ایران

گفت و گو  هفته نامه مجازی فرهنگ و گفتگو

 با  حمید مؤذنی روزنامه نگار

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید موذنی در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 15:28 |

 

1ـ انسان از آغاز تاريخ بشري تاكنون متأثر از حاملان پيام بوده‌ است. گفتمانهاي «سياسي / اجتماعي» حاكم بر هر جامعه، متأثر از حاملان پيام‌هايي شكل گرفته كه سنت غالب را شكل مي‌داده و حاكميت نيز، متاثر از آن حكومت مي‌كرده است. تنها، زماني در حاكميت و سنت ايجاد مشكل مي‌شد كه سنت حاكم از پارادايم پيام‌هاي پيشين با مواعيد متأثر از گفتمان پيغام آوري نو، برخورد مي‌كرد. از چالش بين پارادايم حاكم و  گفتمان تازه در صورتي كه پيغام آور جديد مي‌توانست در روح افراد نفوذ كند  و در سنت‌هاي پيشين ايجاد پرسش نمايد پادگفتمان جاي گفتمان قبل را  مي‌گرفت و مسلسل.

در عصر باستان،  حاملان رسانه بيشتر ره فسانه مي‌زدند. جامعه، افسون زده و پذيراي جادو بود، در نتيجه خصايل پيام‌ها نيز، متأثر از مخاطبين، غيرواقعي و فسانه گون بود. جهل جامعه و فسانه‌ي رسانه هر دو متأثر از يكديگر، گفتمانهايي را رقم مي‌زد  كه عقلانيت در آن ره به جايي نمي‌برد. از اين تكامل، افراد جامعه بصورت جمعي از فسانه‌ي رسانه اقناع  و حاكميت به سهولت به اعمال سلطه‌ مي‌پرداخت... در ادامه، كاركرد رسانه از فسانه به حماسه تبديل شد و جهان سنت شكل گرفت. گفتمان حماسه نيز  چنان قبل، غيرواقعي و قلابي بود. حماسه‌ي رسانه نيز با اغراق همان كاركرد فسانه را براي جامعه داشت و توده‌ها را يا تسليم مي‌كرد و يا بر مي‌انگيخت، پارادايم فسانه و حماسه هر دو متأثر  از كاركرد رسانه‌هاي شفاهي بود. حس شنوايي،غالب بر گفتمان‌هاي قبيله‌اي بود و در نتيجه‌ي آن جوامع بسته و استبدادي بودند. با شكل گيري جهان مدرن، فسانه و حماسه جاي خود را با ادبيات و رسانه تعويض كردند اما گفتمان هاي فسانه‌اي و حماسه‌اي در جهان پس از مدرن نيز هنوز مؤثر و قدرتمند بر روابط و ساختارهاي محلي، ملي و بين المللي تأثير گذار هستند.

2ـ اگر فسانه و حماسه بدون ابزار و اصول حرفه‌اي و به صورت غير رسانه‌اي كاركرد رسانه‌اي قوي و پويا در جهان سنت داشتند اما، با حضور رسانه‌هاي مكتوب و در ادامه الكترونيكي اين نوع كاركرد ـ حماسي و فسانه‌اي ـ‌ فاقد ارزش شدند و عينيت گرايي و واقع گرايي جاي آنها را گرفت و واجد ارزشهاي رسانه‌اي گرديدند.

جوامع سنتي و بسته در پروسه تكامل خود به جوامع مدرن و  باز منتهي گشتند و اطلاع رساني نيز در اين جوامع از پارادايم فسانه و حماسه منفك شد و به رسانه رسيد.

3ـ در ايران و كشورهاي جهان سوم ـ‌ توسعه نيافته ـ جوامع كماكان سنت  زده و رسانه‌ها، هنوز حماسه گرا هستند. خصلت مستقل و آزاد در ايران و جوامع در راه گذار هنوز عينيت پيدا نكرده و در صورت بروز و وجود، رسانه توقيف و تعطيل مي‌گردد. رسانه‌هاي مانا در اين جوامع نيز كاركردي حماسي به نفع قدرت دارند. در اين جوامع گفتمان‌هاي موجود اگر از رسانه‌اي مستقل شكل بگيرد و مخالف گفتمان سياسي عمل نمايد و يا در تقويت آن نباشد به تعطيلي رسانه و سركوب گفتمان منتهي مي‌شود و در صورت موازات با گفتمان رسمي نيز به تقويت و قدسيت آن رسانه مي‌انجامد. تعطيلي فله‌اي مطبوعات در ايران و غيرقابل نقد بودن صدا و سيما و طرح آن به عنوان رسانه ملي نماد حضور كنوني اين گفتمان است.

4ـ‌‌‌ به زعم «مارشال مك لوهان» جوامع سنتي و قبيله‌اي با عبور از رسانه‌هاي شنيداري و با اختراع صنعت چاپ توسط وارد كهكشان گوتنبرگ شد كه متأثر از آن فرديت نضج گرفت و جوامع آزاد و باز شد  و پس از طي كهكشان گوتنبرگ با اختراع راديو  توسط ماركوني،‌ انسان و جوامع وارد عصر رسانه الكترونيكي ـ‌ كهكشان ماركوني ـ گرديد كه دوباره رويكردي به جهان سنت و با ابزار مدرن رسيد. رسانه‌هاي الكترونيكي پسا راديو همچو تلويزيون، ويديو، ماهواره و اينترنت جهان را مجدداً‌ به قبيله‌اي كوچك تبديل كرده كه مك لوهان از آن به عنوان دهكده جهاني ياد مي‌كند و دوباره انسان با غلبه حس شنوايي روبرو شده است. برخورد تمدنها و منبعث از آن تروريزم و بنيادگرايي پست مدرن يادآور و بازگشت به همان جنگ‌هاي قومي و قبيله‌اي كلاسيك است.

  تلاش رسانه‌هاي مستقل و آزاد، تقويت حوزه عمومي و آگاهسازي جامعه با هدف نقد گفتمانهاي سركوبگر و استبدادي است. تمام تلاش اين گونه رسانه‌ها، ارتقاي كيفيت زندگي انسان همراه با آگاهي بخشي و هشياري دهي است. رسانه‌هاي مستقل و آزاد،‌ رسانه‌هايي در خدمت جامعه مدني است و با هدف تقويت و تكريم كرامت انساني ونظارت بر قدرت رسمي كاركردي مبتني بر عقل انتقادي و دفاع از آزادي و عدالت‌خواهي را دارد. به همين دليل رسانه‌هاي مستقل و آزاد در جوامع بسته با سركوب و تهديد و تحديد روبرو هستند و در جوامع باز با تطميع و وابستگي به اقتصاد. اقتصاد و سياست در همه‌ي جوامع به تقابل با رسانه‌ها مي‌پردازند اما در جوامع بسته تلاش حاكميت‌ها بيشتر بر صدور مجوز و سخت كردن اين كار است اما در جوامع باز براي اقناع و هژموني بر مخاطب.

6ـ رسانه‌هاي مجازي جهان جديدي را شكل داده‌اند. اين رسانه‌ها به كسب مجوز همانند رسانه‌هاي مكتوب و الكترونيكي نياز ندارند و به همين دليل آزادتر مي‌توانند به تقويت عقل انتقادي بپردازند. در روزنامه‌ها و نشريات مكتوب، فرد عضوي از يك جمع خلاصه شده است كه براي اجتماعي وسيع به توليد و انتقال پيام مبادرت مي‌روزد اما در وب و فضاي مجازي فرد عضوي از يك جامعه وسيع است كه در آن بلاگر، هم مخاطب جامعه‌اي وسيع است و هم براي يك جمع وسيع به انتقال پيام مبادرت مي‌ورزد. در نشريات مكتوب روزنامه نگار حامل خبر است اما فعال وب ضمن اينكه حامل خبر و انتقال دهنده است خود نيز مخاطب عرصه اطلاع رساني به شمار مي‌رود.

+ نوشته شده توسط حمید موذنی در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 15:23 |